X
تبلیغات
رایتل

جریانی جالب

چهارشنبه 16 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 03:22 ب.ظ

این نوشته ربطی به نوشته های قبلیم نداره چون خیلی ناراحتم اگه این جا نگم می میرم 

 

من نمی فهمم ...یعنی چی؟ ....یعنی چی؟

 میدونید جریان چیه من یه مدت ناخن کاشتم واسه ترمیمش یه اریشگاه می رفتم به نام ویداروز اونم به خاطره تعریف های دوستم آزی.............. دیدم گرون می گیره 3 بار رفتم.....دیدم ......(بی خیال) این ماه گفتم برم یه جای دیگه مامانم اسرار شدید کرد که برم چهره نما زنگ زدم یه دختر برداشت گفت شما ساعت 1 زنگ بزن از خود ناخون کارمون بپرس(ان موقع ساعت 12 بود) ساعت 1 زنگ زدم بعد از 3 بار زنگ زدن برداشته بعد از سلام و خسته نباشی می گم بهش شما ناخن ترمیم میکنید میگه اره  ولی باید بدونی موادش چه چیزی بوده منم گفتم مگه فرقی می کنه گفت اره ناخون کاره ما به ناخون های که خودش نکاشته باشه دست نمیزنه منم گفتم مرسی قطع کردم اخه بنده ی خدا من اگه می دونستم موادش چیه که خودم ترمیم می  کردم به تو زنگ نمی زدم اخه جالب این جاست که من یه جای دیگه کاشته بودم یه جا دیگه می رفتم ترمیم انجا هیچی نگفت تازه ویداروز از این معروف تر ام هست میگن:

بزن بر سر ناتوان دست زور بزن واقعا بزن (فکر کنم بیت شعر را اشتباه نوشتم اگه اشتباه کلا منظورم اینه که خیلی بهم بر خورد ناراحت شدم)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo