X
تبلیغات
رایتل

رقصیدن یا نرقصیدن؟ مسئله این است.

شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:36 ب.ظ

سلام دوست جونام دیروز بیرون بودم جاتون خالی بود از 10 تا ماشین که رد میشود 7 تاش عروس داماد بودن اینقد ماشین های قشنگ قشنگ دیدم که تزئین شده بود دلم اب می شد نه واسه این که عروس بشم واسه این که تو عروسی باشم برقصم اخه همه لذت عروسی به اون وسط رقصیدنشه منم که عقده ای شدم اخرین عرسی که رفتم عید بود عروسی دوستم بود از اون وقت تا حالا عروسی نرفتم ولی بزار یکم فکر کنم تولد رفتم ولی تولد دوستم بود که تو کافی شاپ گرفته بود اونم تازه دوست پسرش همه را دعوت کرد به خدا مردم شانس دارن نه که فکر کنین حسودم نه اصلا فقط یه کم متعجبم که دوست پسرش واسش تولد گرفته بود همین اونم که اصلا توش رقص نبود پس با این حساب من عروسی می خوام برم...

راستی زنگ زدم به همون ارایشگاه ویداروز بهم وقت داد واسه فردا ساعت 10 ناخونم دیگه درست می شن ..........راستی دیشب یه خواب وحشت ناک دیدم خواب دیدم نمیتونم رانندگی کنم فکرش را بکنیید من رانندگیم خوبه ان وقت تو خواب نتونم اینقدر تو خواب گریه کردام که نگو هی با خودم می گفتم اخه چرا؟ اخه چرا من؟؟ باید یادم بره نکن واقعا یادم رفته باشه؟ یعنی ادم با 1 هفته ننشستن یادش میره وای اگه این جوری باشه خودم از رو خودم با ماشین رد میشم که کسی مقصر نباشه

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo