X
تبلیغات
رایتل

دختر عمو م خوبه یا بده؟

دوشنبه 28 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 03:55 ب.ظ

دوستای گلم میخوام یه جریان  تعریف کنم امروز دختر عموم بهم زنگ زد و گفت: با دوستام دارم میرم تهران خرید میای بریم. من دوست داشتم برم اخه دختر عموم رو از عید ندیده بودم اون اخه تازه از شهرستان اومده مسافرت این جا به مامانم و بابام که گفتم گفتن نه میدونید دلیلشون چی بود چون اون دختر خلفی واسه خوانواده اش نیست خوشم نمیاد باهاش بری بیرون اخه چه دلیل مسخره ای میتونه باشه انگاری داره داستان فیلم فاصله ها دوباره تکرار میشه من شدم سعید و دختر عموم ساسان است نمیدونم به هر حال من یه بهانه الکی اوردم تازه دروغ گو هم شدم اونم گفت باشه بعد گفت پس بعد از ظهر قرار میزاریم همدیگرو یه جا می بینیم منم مجبور شدم بگم باشه ولی مامانم اینقدر دستور دادن که میرید پسر همراهش نباشه زود برگردی دیر نکنی جای خاصی نری اخه مگه بیچاره می خواد منو بکوشه تازه اگه میخواست این کارو بکنه من راضی بودم تازه من و اون بچه که بودیم خیلی با هم جور بودیم اما الان خانواده من زیاد خوششون نمیاد از این دخترعموم به هر حال بی خیال  اخه منم اثراری ندارم اخه دوستای بهتر از اون دارم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo