X
تبلیغات
رایتل

هایپر استار

جمعه 1 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 04:36 ب.ظ

امروز بهم خیلی خوش گذشت با دختر عموی مامانم رفتیم هایپر استار

(اگه تهرانی هستید میشناسد اگه نه باید بگم یه سیتی سنتر بزرگ که توسط یه عده عرب 

و یه عده ایرانی درست شده سعی داشتن  مثل سیتی سنتر های دبی درستش کنند) این بار دفعه 7 بود که میرفتم اون جا کلا جای با حالیه واسه پول خرج کردن و جیب خالی برگشتن منم رفتم توی مغازه مانگو یه مانتو خوشگل خریدم خیلی نازه دوستش دارم . دختر عمو مامانم پزشکه با هام خیلی راجب زندگی و عشق و ازادی همیشه صحبت می کنه و کلا زن خوبیه  من خیلی دوستش دارم اون دعوتمون کرد تو کافی شاپ اون جا قهوه و کیک خوردیم و با هام راجب ازدواج و روابط دختر و پسر ها صحبت می کرد

باید به اطلاعتون برسونم که با همه این روابط موافق و فقط می گه با ادم درستش رابطه برقرار کن و این که بیشتر زندگی ها در اینده به بن بست می خوره هم واسم خیلی صحبت کرد و کلی هم موزیک خارجی تو ماشین شاسی بلندش گوش دادیم و بسیار ما را ترغیب کرد که با هم به ترکیه یا دبی مسافرت انجام دهیم که من استقبال شدید کردام و مامانم هم گفت ایشالا (یعنی عزیزم فعلا دهنت رو ببند موقش بشه بهت می گم کی باز کن) منم اصلا به روی خود نیوردم به اطمینان گفتم من هر جا برید میام

ولی خدایی ادم با همچین ادمی بره سفر خارجه خیلی بهش حال میده و برایم تعریف کرد که در خیابونی خلوت در تهرا در قسمت ستار خان دیده است که 2 دختر و پسر به همدیگر شدید عشق میورزیدن و کلی می خندید و خدایی منم خندیدم اخه مگه خیابون جای این کاراس

توی هایپر استار یه زن چینی دیدم با شوهر گرامیش دست تو دست بود با یه شال سفید کوچولو و بلوز استین کوتاه و شلوارک سفید من دهنم باز مونده بود پس این گشت که می گن کوش فقط بلده به ما گیر بده از این به بعد ما هم میپوشیم اگه چیزی گفتن با خارجی جواب میدیم میگیم ما هم خارجی بیدیم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo