X
تبلیغات
رایتل

جای جشن بود یا عشاق مسئله این است؟

سه‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 12:08 ب.ظ

سلام سلااااااااااام

دیروز اینقدر بهم خوش گذشت رفتم بیرون با مامانم چون تولد حضرت مهدی بود همه جا چشن بود کلی حال کردام وایییییی چقدر دیروز پسر خوشتیپ دیدم چقدر دختر با پسر دیدم که رومانتیک راه میرفتن بیشتر دیروز شبیه روز عشاق بود

وای یه چیز باحال ما نزدیک خونمون راسته مبل فروشی هاست یعنی بیشتر مبل فروشی گوهردشت تو رستاخیز یکی از این مبل فروشی ها یه پسر کار میکنه که اسمش سعید(حتما میگی اسمش رو از کجا بلدم اسمش رو یه بار دوستاش که من داشتم رد میدم برگشتن گفتن سعید بیا زیدت(دوست دخترت) اومد که اون اومد منم فهمیدم اسمش چیه) اون دیروز داشت شربت میداد الاهی چقدر مهربون که به فکر امام زمان الاهی بیچاره من هر وقت رد میشم این اهنگ رو میخونه نگاه کن توچشمام مریم... عزیز رویاهام مریم................

 البته تا همین جاش رو قرائت میکنه من نمیدونم چرا بهم میگه مریم  اخه من به دوستام گفتم وقتی توی خیابون میخوای صدام کنی یه اسم دیگه بگین اینم فکر کرده اسمم مریم ولی پسر نازیه نمیشه باهاش دوست شد چون به کلاس من بر میخوره با یه مغازه دار هم صحبت شم ولی در کل نازه

حالا این ها بی خیال چون دیروز دید من و مامان داریم رد میشیم تند اومد جلو شربت تعارف کرد منم دستشو رد نکردام عین این پسر ها که میان خواستگاری چایی بر میدارن نگاهش کردام خودم موردم از خنده به مامانم گفتم خوب کردی دست این عاشق رو پس نزدی گناه داشت

مامانم گفت: اگه برنمیداشتم بهش توهین میشد بیچاره

ولی دیروز خیلی خوب بود

راستی دیروز رفتم بلیط کنسرت علی رضا عصار رو گرفتم که جمعه با مامانم برم کنسرتش با این که اهنگ هاشو زیاد گوش نمی دم ولی واسه این که از عصار خوشم میاد می خوام برم اگه بشه عکس میگیرم ببینید

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo