خونه ی  قطره ی کوچولو
خونه ای برای حرف های نگفته یه قطره کوچک

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نگارش در تاریخ یکشنبه 19 دی ماه سال 1389 توسط نیلوفر

اتیش عشق روشن شد   

حالا دیگه می سوزونه 

  

دیگه هیچی به جز عشق 

 

 یاد ادم نمی مونه 

 

دلم میگه بسوز بسوز  

 

با اتیش عشق 

 

ولی حس میکنم جسمم  

نمیکشه نمی تونه  

نمی تونه.......  

زیر این سقف خراب   

پشت این درهای بسته  

 فقط گرمای تو مونده توی  

 این قلب شکسته   

توی جنگل فلز وسط قوقای شب  

 

بیا دستمو بگیر من و از این جا ببر 

 

ای عشق صدام کن  

 

که فریاد بزنم   

اره واسه تو فرهاد می شم کوه میکنم  

میدونم سخته به تو رسیدن  

 

ولی حس میکنم میتونم   

باهات حرف بزنم  

 

این شعر یکی از اهنگ های البوم گاهی وقت ها است از شهریار مسرور که من خیلی دوستش دارم

نگارش در تاریخ جمعه 17 دی ماه سال 1389 توسط نیلوفر

 خسته شدم .... دستام سردن.... 

تو این زمستون که نه برف داره نه بارون 

دنبال یه دست بودم که باشه گرمای این دستمون 

یک دست برای گرم کردن دستام پیدا شده 

میترسم این دست همون دستی نباشه که قراره 

تو زمستون جای اینکه جیبم دستم را  گرم کنه 

 اون دستمو گرم کنه 

شاید هم خودش باشه اما تردید ودودلی...... 

 


 

عشق واژه ای که در کوچه پس کوچه های ذهنم 

گم شده  

عشق واژه ای است که تا به من نزدیک می شود 

 پشت نقاب تنهاییم قایم می شوم چون ازش میترسم 

می ترسم دوباره خودش نباشه........ 

فقط......... 

دلم رو اسیر خودش کرده باشه.

نگارش در تاریخ شنبه 4 دی ماه سال 1389 توسط نیلوفر

چند روز پیش تو وب یکی از دوستان که اخر این جا سایتش رو میزارم یه چیزی خوندم چند روز تو فکرشم 

تو این جا یه چیزی نوشته بود که انگاری داشت من و می گفت  

می گفت: تو مدرسه کلا ۳ تا گروه بچه هست 

 

 اولی جلو میشنه تو کلاس درسشم خوبه همه هم دوستش دارن اخرشم دکتری مهندسی چیزی میشه ازدواج میکنه 


سومی ته کلاس میشینه همیشه هم درس نمیخونه شیطونی زیاد میکنه همه هم ازش ناراضی هستن بیخیال درس و مدرسه است  اخرشم یه مغازه ای چیزی میزنه ازدواج میکنه 


میمونه دومی که عینا منم همیشه وسط کلاس می شینن درس هاشون رو بگی نگی می خونن شیطونی هم میکنن نمیدوننن ازشون راضی باشن یا ناراضی هیچ وقت از هیچی راضی نیست نه از خودشون نه از درسشون کلا درگیرن  


 

این یعنی من  

یعنی منی که یا تو تنهای هاش غرق شده یا اینکه دنبال یک راه که کارای قبلیشو درست کنه کلا درگیرم 

 

اینم اسم وب ان متن خیلی خفن 

http://dochaaar.persianblog.ir

درباره وبلاگ

زندگی یعنی در شادی ها رنگ گرفتن
با غصه ها هم رنگ شدن
زندگی برگ درختی است که روزی
زرد خواهد شد

موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لوگو
خونه ی  قطره ی کوچولو
پیوند ها
تعداد بازدیدکنندگان : 33780
قالب وبلاگ
Lilypie Kids Birthday tickers

جدیدترین کد آهنگ

کد ماوس