X
تبلیغات
رایتل

fire of love

یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 ساعت 03:22 ب.ظ

اتیش عشق روشن شد   

حالا دیگه می سوزونه 

  

دیگه هیچی به جز عشق 

 

 یاد ادم نمی مونه 

 

دلم میگه بسوز بسوز  

 

با اتیش عشق 

 

ولی حس میکنم جسمم  

نمیکشه نمی تونه  

نمی تونه.......  

زیر این سقف خراب   

پشت این درهای بسته  

 فقط گرمای تو مونده توی  

 این قلب شکسته   

توی جنگل فلز وسط قوقای شب  

 

بیا دستمو بگیر من و از این جا ببر 

 

ای عشق صدام کن  

 

که فریاد بزنم   

اره واسه تو فرهاد می شم کوه میکنم  

میدونم سخته به تو رسیدن  

 

ولی حس میکنم میتونم   

باهات حرف بزنم  

 

این شعر یکی از اهنگ های البوم گاهی وقت ها است از شهریار مسرور که من خیلی دوستش دارم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo