X
تبلیغات
رایتل

این روزها تنها خواهم ماند؟

چهارشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 01:27 ب.ظ

زندگی ....اره زندگی............ 

خیلی با هات حرف دارم اما........ 

تو دستت رو محکم رو گوشات گذاشتی... 

چرا؟؟؟ 

زندگی واقعا چرا زندگی با من این چنین میکند 

نمیدانم..... 

 

این روز ها خسته ی خسته ام 

نه از امتحان ها نه از درسها نه از کسی 

بلکه از خودم خسته ام  

از خود وجودییم  

از خودم که انگار خودم نیستم 

بعضی ساعت ها عاشق 

بعضی از ساعت ها فارق  

بعضی ساعت ها شاد ..شاد 

بعضی ساعت ها غمگین .. غمگین 

یعنی این منم 

یا این من از من نیست؟

خورشید اسمان درخشان است؟ 

یا این درخشانی از ان نیست؟

 من سایه ی خودم هستم؟ 

یا این سایه از من نیست؟ 

نکند دیگر خود... خودم را دیگر نشناسم؟ 

اما این هم خوشایند نیست  

من ایا بازم عاشق خواهم شد یا دیگر تنها خواهم ماند؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo