نوشته شده در ۲۱/۸/۸۷ از دفتر خاطراتم برای دل تنگی هایم
دلم گرفته از هر چی توی این دنیاست دیگه خسته شدم از هر چی حرف دیگه خسته شدم از هر چی اشک دیگه بدم میاد از این همه گل دیگه دلم تنگ نمیشه واسه خدا اخه اون من رو دوست نداره اصلا چرا می نویسم نمی دانم .......................
نوشته شده در ۵/۹/۸۷ از دفتر خاطراتم برای یک دوست
امروز روزی بود پر از هیاهو پر از التهاب با هم بودن پر از خنده های کودکی امروز را دوست دارم چون در نگاه پروانه گم شدن در کنار اقاقی نشستن در میان دستان تو جان دادن را دوست دارم هر چند که می دانم تو درکی نداری برای ادراک من ای دوست من.
سکوت چیست؟
نشانه رضایت است؟
نشانه نا رضایتی است؟
چیست؟
سکوت چیزی جز سکوت نیست
اگر ساکتم
اگر خاموشم
اگر چیزی نمی گویم
از خود ناراحتم
از تو هرگز........
دوستای گلم توی وبلاگ گردی که داشتم یه مطلب قشنگ خوندام توسط دوست خوبم علی نوشته شده بود شما هم بخونیدش
ادامه مطلب ...
توی قمار زندگی باختم چند بار بازی کردام اما هر بار تک نیاوردم هر بار که بازی کردام 2 تا 3 اوردم یک 8 شاید هیچ وقت نباید تک می اوردام شاید شانس من همین
2تا 3 بود یک 8
اخر چرا؟
صدای باد
صدای باد می اید
در کنار شاخ و برگ درختان
چه ارام و بی صدا به هر سو که می خواهد میرود
باد امروز خوشحال است.