X
تبلیغات
رایتل

بودم

پنج‌شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 01:22 ب.ظ

یه روز از روز های پاییزی بود من تو رو دیدم تو من را دیدی

روز خوبی بود دوشنبه ی سردی بود شب بود اره شب بود

نه اون شب....شب تاریکی که روز توش موج میزد شب روشن

احساس کردام دلم داره سوراخ می شه از عشق تو بهترین تو بودی

گفتم اره بودم اره  تو بودی اره اما همه می گفتن نیستی تو

ولی من می گفتم بودی

اینقدر همه گفتن نیستی که باورم شد نیستی

دیگه منم نبودم

ولی هنوز اون شب که مثل روز بود زنده است

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo