X
تبلیغات
رایتل

دلیل خوشحالی

چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 03:35 ب.ظ

با سلام 

 به همه دوستای گلم که همتون رو خیلی دوست دارم 

 

انگاری راجب مطلب پایین کسی چیزی نفهمید خواستم توضیح بدم که 

 

چند روز پیش مامانم گفت: بیا برو کلاس زبان ثبت نام کن ولی مثل همیشه نصفه ولش نکن  

که شد خط اولی نوشته ی زیر  

رفتم اون جا با یه برگه و یه خودکار و کلی سوال تائین سطح دادم که خیلی مسخره بود چون بعد گفتن:که باید بری با این خانمه حرف بزنی انگلیسی که وقتی رفتم اینقدر واسم عشوه اومد که انگاری می خواستم برم خواستگاریش نکبت  

حالا بگذریم تائین سطح دادم گفت: چون به جای   

 She is

گفتی  

He is 

باید بری ازintro

منم حالم از این کتاب زرد که یه بار هم خوندمش بهم می خورد گفتم بهش من 22 سالمه برم این کتاب رو بخونم مسخره است اونم بهش بر خورد  

گفت: فراموش کردی یادت رفته از اول باید بخونی 

اخه یکی نیست بگه اول کجا؟ نکبت خودش بلد نبود راه بره  

 

خلاصه بی خیال شدیم نزاشتیم کار به دعوا بکشه ثبت نام کردیم عصر خواهر گرامم زنگ زد بعد از کلی خندیدن که این چیه رفتی اسم نوشتی برو مکالمه ثبت نام کن 

ما هم فردا شال و کلاه کردیم رفتیم گفتیم عوضش کنید با اینکه زن گفت واسه چی؟ کی به شما گفته به درد نمی خوره؟ از این حرف ها 

ما ثبت نام کردیم و این جوری شد حرف این زنه پر از قیافه به کرسی ننشست و گفت ولی کلاساتون ابان شروع میشه ....

فکر کرد میگم وایی چرا ؟؟

منم گفتم: باشه اشکال نداره 

همین 1 ساعت پیش زنگ زد گفت کلاستون از 6  مهر شروع میشه 

 بوی دماغ سوخته میاد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo