X
تبلیغات
رایتل

جاده ی بی بازگشت

جمعه 7 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 11:29 ق.ظ

سلام بچه ها میدونم خیلی دیر اپ کردام اما پدر بزرگم فوت کرده بود درگیر بودم  و اینکه دیگه از این کار ها البته ناراحت نشید که بابا بزرگم فوت کرده پیر بود 89 سالش بود خودش دوست داشت این زندگی رو رها کنه داشت  زجر میکشید 


 

چه خبر ها من 2 هفته است که نیومدم دلم برای همتون تنگ شده بود در حد  

 تیم ملی  اینقدر اتفاق افتاده که باید تعریف کنم ولی دیروز توی تاکسی داشتم این شعر (پایین نوشتم)          با صدای بلند توری که هدفون های گوشی  تو گوشم این اهنگ رو فریاد میزدند گوش میکردام  

دوست داشتم تا ابد این اهنگ خونده بشه و تاکسی هم تا ابد پیش بره اینقدر بره تا جاده تموم بشه نمی دونم چرا اینقدر خسته ام همش کلاسم کاش این کلاس ها یه روز تموم میشد کاش............ 

راستی یادم رفت بگم کنسرت رضا صادقی رفتم اینقدر خوش گذشت جای تک تکتون خالی بود وقتی رضا صادقی اومد رو سن اشک تو چشام جمع شد همه بلند شدن براش دست زدن خیلی صحنه قشنگی بود با اهنگ وایسا دنیا من میخوام پیاده شم هم یکم گریه کردام اخه اون موقه که این اهنگ رو خوند من پیش دانشگاهی بود و پشت کنکوری با کلی درد و ناراحتی یادش بخیر ....

راستی چند روزپیش رفته بودم تهران خونه خواهرم رفتیم با هم  رفتیم به...نمیدونم چی چی الماس اون جا سعید پانتر رو دیدم خیلی زشت بود از نزدیک 

 


در کناری از خانه ی من  اتاقی است سرد و ابی

تخت و گیتار کهنه ی من عکس زن روی دیواریست

زنی زیبا روی خندان یار من بود او دورانی

کنون من ماندم من گیتاری و سیگار تنهایی

عشق من رفت به تن خاک طعم اش نسیت جز بیداری

ای عکس خندان بشنو از من  خواهمت دید روزگاری

دیگرم نیست نای ماندن پایان اواز اغاز رفتن

چاقوی پنهان ته گنجه دستای سردم...........

رگ های سبزم...............  

 


(این عکس ر فته بودیم کافی شاپ با بچه ها میز بقلی خیلی سیگار میکشیدن تا رفتن ما یک عکسی از این هنرمندیشون گرفتیم)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo